کویر تنهایی

در کویری از غصه و غم، برهوتی از ماتم، اسیر خارهای بی اعتمادی ام. قطره های خشک، تنها مونس لحظه های تنهایی ام اند.

تحمل بادهای گرم چه دردناک است. آفتاب سوزاننده تر از همیشه می تابد.

باد نوازش سختی بر صورتم به یادگار می گذارد.

هنوز دو گام بیش نرفته، رد پایم محو می شود.

نه! من نباید بنشینم و نظاره گر باشم!!! نه!!!

باید رفت، باید گامی دیگر برداشت. باید ایستاد و ایستاده رفت و ایستاده مرد.

من باید بمانم. من باید باشم و راه را به انتها و سرمنزل موفقیت رسانم.

آری!

اما! اما با کدامین امید؟!!!

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله

بعضی آدمها هستند که حتی آوردن اسمشون یا فکر کردن بهشون هم بهت قدرت میده. آخه اونا کوه تواند. امید تو هستند. مرور خنده هاشون مجبورت میکنه که ایستاده باشی. تو این گونه هستی. پس حرف از ناامیدی نزن که غم خیلی ها رخصت رشد و نمو پیدا میکنه.

فانوس

معلومه که خودت از همه خسته تری نه؟[لبخند] [گل][دست]

gharibeye2

سلام. زیبا بود به جز جمله آخر! .... اما با کدامین امید؟!!! مطلب خط خطی هم زیبا بود. بقیه رو نخوندم. حتماَ برای بابا دعا میکنم. ممنونم که گفتید.[گل]

بهرام

وقتی می رفتی برف می بارید. هنوز هم برف می بارد فردا هم برف خواهد بارید با رد پاهایت چه کنم؟

بهرام

وقتی می رفتی برف می بارید. هنوز هم برف می بارد فردا هم برف خواهد بارید با رد پاهایت چه کنم؟

عطی

.......... موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

عطی

بابا این بهار کی می خواد برسه؟!

enemi

mohkam bash beist va estade bemir.2nya ra ba hameye badihash bayad khob kard .zamani khande ,zamani shady .zamani gozasht va omri ashegh albate ba maashogh. zendegi jang ast jana bahr jang amade bash.ba nafir shir ba azm palang amade bash.

هركسي دراين جهان نوري كه ديد ميشود در راه خالق خود شهيد گر بريد از زندگاني درجهان ميرسد بر باغ فردوس آنزمان