سالها خود را منتظر می نامیدی، با هر اللهم عجل ... آمین می گفتی! هر بار که نام مبارکش می آمد اشک در چشمانت حلقه می زد و می گریستی!

نیمه های شبی صدایش می کردی و آمدنش را طالب می شدی!

چه شد؟!

همه این ها به کنار، کارهای دیگرت هیچ! به لحظه آمدنش فکر کرده ای؟ روزی که خواهد آمد؟

اینک جزء کدامین دسته و گروه خواهی بود؟! یاران؟

در کنارش خواهی بود یا مقابلش؟

می توانی در چشمانش نگاه کنی؟ سرت را بالا بگیری و با افتخار شیعه او بودنت را عنوان کنی؟

وای بر تو! وای! که رنگ زیبایت را باختی و بی رنگ شده ای! وای ... !

/ 6 نظر / 3 بازدید
آرش عجم

سلام وبلاگ جالبی داری اگه می شه یک سر به وبلاگ من بزن منون می شم بای

می شناسی که!

می ترسم به اين موضوع فکر کنم. توی کدوم گروهم؟! نمی دونم. خيلی دورم.

هاله

واقعاً نمی دونم کجا جا دارم اما هر کدوم که باشم بی صبرانه منتظرش هستم. دنیای سرشار از آرامش رو فقط او به ارمغان می یاره. فقط او.

عمو داوود

سلام. خيلی خوب بيان کردی. ساده و بی الايش

محمد

سلام بذار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون بهم نمی رسه

ليلا

سلام دوست خوبم. يه سوال:آیا دعا بر زمان ظهور امام زمان تاثیری دارد؟مگر زمان ظهور آن حضرت نزد خداوند مقرر نشده است؟ یه سری به وبلاگم بزن