ضیافت الهی!

_______________________________________ 

سفره ضیافت پهن شد و ماه رحمت آغاز؛ و من همچنان در خواب به سر می برم.

هنوز آماده میهمانی نیستم. دلم سخت سنگین است و دست هایم از بار گناه لبریز.

چشم هایم خسته و خواب آلودند و پاهایم سست و لرزان؛

... و ایمانم چه قدر شکننده!

قلبم از خداوند دور و به ابلیس نزدیک.

شیطان نفسم چه بیدار است و افسار دل به دست گرفته و عجیب می تازد!

خدایا! خودت کمکم کن!

____________________________

ـ چه قدر تفاوت است میان رمضان ٨٨ و رمضان ٨٧ !!!

ـ چه قدر دلم برای "خودم" تنگ شده است!

ـ خدا کند در راه جدیدی که قدم گذاشته ام موفق باشم

ـ ...

/ 8 نظر / 8 بازدید
عطی

چه قدر دلم برای "خودم" تنگ شده است! ازاون بدتر چقدر دلم برای خودم میسوزد!!!!! [افسوس]

سپیدار

سلام طاعات و عبادات مورد قبول حق این روزها از دعای خیرتون دوستان رو محروم نکنید التماس دعا[گل][گل][گل]

سپیدار

ممنون که لینکم کردید منم شما رو به اسامی دوستان اضافه کردم خوش آمدی[گل][گل]

مریم

سلام مرسی ولی پیش پیش قبول نیست[پلک]

جایی میان ابرها

استکان نعلبکی ِ عکستان مرا برد به سفره های افطار خانه ی مادر بزرگم. مادر بزرگی که دیگر نیست.. در ضمن لطفا(!) ر.ک: سوره زمرـــ آیه53

راضیه

تو می تونی جوون ! هر چی جوون تر باشی آماده تری برای پاک شدن

سکوت

به نام حق "دلم برای خودم تنگ شده.." چه خوب حرف دل نه فقط خودتون رو زدید خودم رو میگم عین پارچه ی چهل تیکه ای شدم که هر سال توی این ماه قصد می کنم یکی یا نهایت دو تا تکشو بدوزم ،که تا رمضان پر برکت بعد برسم به باقی..اما یکی رو که میگیرم میفهمم چهل تا نیست!چهل هزار تاست...و باز میفهمم هر سال هزار تکه ی دیگه اضافه میشه!... یا خدا! مرزوق برکات این ماه باشید یا حق