راهيان عشق ... !

... اینان دریادلان صف شکنی هستند که دل شیطان را از رعب و وحشت می لرزانند و در برابر قوه الهی آنان، هیچ قدرتی یارای ایستایی ندارد. اما مگر نشنیده ای که آن اسدالله الغالب، آن حیدر کرار صحنه های جهاد، که چون فریاد به تکبیر بر می داشت و تیغ بر می کشید، عرش از تکبیر و تهلیل ملائکه پر می شد و رعد بر سپاه دشمن می غرید و دروازه خیبر فرو می افتاد، او نیز شب که می شد ... چه بگویم؟ از چاههای اطراف کوفه بپرس که هنوز طنین گریه ها و ناله های او را به خاطر دارند.

/ 2 نظر / 5 بازدید
ارزو

من از دریچه چشمت به آفتاب رسیدم سبد سبد گل خورشید از نگاه تو چیدم به شوق روی تو از مرز آفتاب گذشتم به بیکرانه ترین کهکشان عشق رسیدم

هاله

خواستم بنويسم به حرمت رفاقت چند روزه و خوب. پس ای کاش همه چون او بوديم.