شاید تلخ!

 می ترسم از آن روزی که دیگر باران نبارد و چشمه ی چشمان من دل به کویر بسپارند.

__________________

ـ چه قدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده

چه قدر سخته دلت پر باشه، ساکت شی ولی تو سینه داغون شی

ـ پیروزی رسیدن به قله نیست و شکست نرسیدن به آن

/ 8 نظر / 4 بازدید
امیر

پرکن پياله را كه اين آب آتشين ديري است ره به حال خرابم نمي برد اين جامها كه در پيم مي شود تهي درياي آتش است كه ريزم به كام خويش گرداب مي ربايد و آبم نمي برد ====================== سلام[گل] زیبا بود راستی من هم آپم

مریم

سلام بردار مهربان .فکر می کنم یادت رفته که شادی مخصوص همه است

سپیدار

سلام آره واقعاً بسیار سخته[ناراحت][گل]

دختر چوپون

سلام. و به قول شاعری: تنهایم چون تک بیت حافظ در صفحه ی روزنامه...

طیبه

این طور نمی شه.. یعنی دعا می کنم که نشه

هانیه

سلام وب جالب داری.. به منم سربزن..........[گل]